موضوعات آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
نگین جیرفتی ها
گفتی می آیی ، انار چشمانم را دانه دانه بر سر راهت ریختم تا راه خانه ام را گم نکنی
از “تو” دلگیر نیستم ، از دلم دلگیرم که نبودنت را صبورانه تحمل میکند ! این که من میکشم درد بی تو بودن نیست ، تاوان با تو بودن است مهربانتر از من دیدی نشانم بده ، زخم های دستم را میبندند و میگویند چرا با خود چنین کردی ؟ { ای عشق من با من بمان } نظرات شما عزیزان: سه شنبه 13 فروردين 1392برچسب:, :: 21:17 :: نويسنده : محمدامین صباحی
![]() ![]() |